حیاتین فرمولی !!!
ریاضی عالمینده من حیاتین فرمولون تاپدیم
گئجه گوندوز چالیشماقلار سراسر صفره ضرب اولدی!!!
ریاضی عالمینده من حیاتین فرمولون تاپدیم
گئجه گوندوز چالیشماقلار سراسر صفره ضرب اولدی!!!
اگـر تمــام ستـــاره های آسمــان را
به شب مــن بیاوری
این تـاریکـــی، روشـن نخواهد شد!!
بـرای مــن
تنـــها چشـــم تــــو کافـی ست!!
دریغــش نکن
منیم ئولکم سون غمین
و باشین ساغ اولسون
فلک ائوین ییخیلسین فلک خونه ات خراب شه
ییخدین منیم ائویمی که خونه ام را خراب کردی
بالامی مندن آلدین بچه ام رو ازم گرفتی
بئوکدون منیم بئلیمی کمرم رو شکستی
نه گوناه ایله میشدیم چه گناهی کرده بودم
منی بوگونه سالدین منو به این روز انداختی
الیمدن آی آمانسیز چرا امان ندادی بهم
نیه کئورپه می آلدین چرا جگرگوشه را گرفتی
من قالمیشام بیرتک ائوزوم من موندم ویک دنیا تنهائی
قان آغلاییر ایکی گوزوم خون میگرید دو چشمانم
اینصافین اولسون آی فلک انصاف داشته باش ای فلک
من بو غمه نجه دئوزوم این غم رو چطور تحمل کنم؟
ایستیرم بیر اوت یاغا میخواهم آتش از آسمان ببارد
ائورگیم چکیلیر داغا قلبم داغدار شده
ایسته میرم دیری قالام نمیخواهم زنده بمونم
منیده چک بو توپراغا منو هم به سینه ی خاک بکش
بی وفـــــــــا جـانان یولوندا جان قویان دیوانه دیر
شاهیدیم بو مطلبه شمعه یانان پـــــــــــــروانه دیر
شمع یولوندا یانماغا پــــــــــــــروانه ایلر ایفتیخار
شمع دیر بیچاره پــــــــــــــــروانه عجب دیوانه دیر
باغلاردا " اسنده پایز یئل لری
آغاجلار " ساچینی یولماسا اولماز
همان خدائی که :
دغدغه ای برای از دست دادنش ندارم
همان خدائی که مرا درآغوش گرفته واز مسیرگل ولای عبور میدهد
خدایم را عاشقانه دوست میدارم ومیپرستم
نه ترسی دارم از نابودیش ونه غمگینم در نبود حضورش .
و همیشه بمن لبخند میزند .
آی مردم بشنوید:
که من تنها خدایم برایم کافیست ... !
ممنون میشم
اگه دعاهای قشنگتون رو در قسمت نظر بنویسید
درضمیر ما نمیگنجد به غیر دوست کس// هر دو عالم دشمن ما باد و ما را دوست بس
«گشادن عقدههای درون در پیش دوستان دو تأثیر دارد؛ یکی آنکه شادی را دوبرابر میکند و دیگر آنکه غم را به دونیم میسازد زیرا آنکس که دوستان را در شادی خویش انباز میکند سرور خاطرش بیشتر میشود و آنکه غم دل به یاری موافق میگوید، بار اندوه خویش را سبکتر خواهد یافت.»
یه هاله ی اشک چشمامو پوشونده و یه نم بهاری گونه هامو تر کرده
یه لکه ی بزرگ غم صفحه سفید ذهنمو بتاریکی کشونده و
یه حسرت عمیق مدام توی سینه ام چنگ میکشه "
حسرت روزای باتو بودن شبامو بی ستاره کرده و
تصور روزای بیتو بودن از روزام یه شبه خاکستری ساخته "
آره " باورش سخته " ولی باید باور کنم که بهار باتو بودن " بالاخره خزون شد و
عادت لمس دستات برای همیشه اسیر چمدونای خاک گرفته ی خاطرات شده
***
چطور میشه نشست و
دید و
دم نزد " وقتیکه آرزوهات یکی یکی رنگ میبازن و زندگیه سیاه قلمت کمرنگ وکمرنگتر میشه
منو ببخش اگه کم رنگم " منو ببخش اگه هنوزم دوستت دارم
یه بغض غریب تو گلوم لونه کرده و
یه احساس غریبتر داره تبر به ریشه ی بودنم میزنه !
دلم برای روزای آفتابیه گذشته بیتابی میکنه و
پاهام بدجوری دلتنگ پا گذاشتن تو جاده ی بارون زده ی خیالته !
چقدرسخته :
آرزوی کسی رو داشتن که آرزوتو نداره !
چقدر سخته دلتنگه کسی بودن که دلتنگه دیگریه !
خواستم روبادت خط بکشم " خواستم دیگه دلتنگت نباشم!
.
.
.
ازجام بلندشدم " چراغای اتاقو روشن کردم " سکوت روشکستم " آهنگ رو قطع کردم و
اشکامو پاک
اما قطره ی اشک بعدیم رو گونه هام سر خورد
تا بهم بفهمونه هنوزم دلتنگتم
هنوزم دلتنگنم
...
میدونم تودیگه جوابی برای من نداری " یاشایدم نمیتونی داشته باشی!
چون هنوزم نفهمیدی که چیکار کردی "
نمیتونم " یعنی از دستم کاری برنمیاد " فقط میتونم دلمو خوش کنم که :
من نه کم آوردم " نه کم گذاشتم
راستی !!!! چرا موقع رفتن خداحافظی نکردی ؟!
جوابی نمیخوام " نمیتونم که بخوام
چون میدونم حرفی نمیزنی و خب دیگه کاری ازدستم برنمیاد
اگرم بیاد خودم دیگه نمیخوام
تا اونجائیکه میتونستم همراهت بودم و حالا تموم !
الان فقط یه جمله ی معروف نمیذاره آروم بشینم :
: برای هم بودنمان "
باهم ماندنمان "
چیزی لازم است بسادگی : بسادگیه همدلی
دروغ ساده ای بود این همدلی
حتی کلمه اشم دیگه برام آشنا نیست
نمیشناسمش " باخودم میگم چیه ؟ چه شکلیه ؟ کجاست ؟ ....
درست عین یه آدم مرده !! آره
راستی تو مردی
خیلی زودتر از اون وقتی که خودت معین کرده بودی !!!!!!!
یئل یاتار طوفان یاتار
یاتماز
تیراختور بایراقی
زگهواره تا گوووووووووور
تیراختووووووووووووووور
پالید دا بار وریر باری یه ییلمیر
یازیغ او سرچه کی واری یه ییلمیر
هر قوری وجودا انسان دئیلمیر
انسان اولماقا
قاناسان گره ک
شیرین یوخون اولایدیم
گوزلرینه دولایدیم
سنه لای لای چالایدیم
سن گئجه لر یاتاندا
قیزیل گولون دریدیم دریدیم دریدیم
سنه چلنگ هوریدیم هوریدیم هوریدیم
یوخولارا گیریدیم
سن گئجه لر یاتاندا
کاش آرزوما چاتایدیم
غم غصه نی آتایدیم
سنن شیرین یاتایدیم
سن گجه لر یاتاندا
قیزیل گولون دریدیم دریدیم دریدیم
سنه چلنگ هوریدیم هوریدیم هوریدیم
یوخولارا گیریدیم
سن گئجه لر یاتاندا سن گئجه لر یاتاندا
چلنگ(حلقه ای از گل درست می شود)
مردیم از بس فهمیدیم و به روی خودمون نیاوردیم...!
ز ریشه کندن این دل تبر نمیخواهد
به یک اشاره میافتد درخت فرسوده
من آن تکدرختم....
آیا زمینی هست برای پر کردن تنهایی ام؟