حرفی برای تو
نمیدونم چرا دوباره برات مینویسم!
میدونم تودیگه جوابی برای من نداری " یاشایدم نمیتونی داشته باشی!
چون هنوزم نفهمیدی که چیکار کردی "
نمیتونم " یعنی از دستم کاری برنمیاد " فقط میتونم دلمو خوش کنم که :
من نه کم آوردم " نه کم گذاشتم
راستی !!!! چرا موقع رفتن خداحافظی نکردی ؟!
جوابی نمیخوام " نمیتونم که بخوام
چون میدونم حرفی نمیزنی و خب دیگه کاری ازدستم برنمیاد
اگرم بیاد خودم دیگه نمیخوام
تا اونجائیکه میتونستم همراهت بودم و حالا تموم !
الان فقط یه جمله ی معروف نمیذاره آروم بشینم :
: برای هم بودنمان "
باهم ماندنمان "
چیزی لازم است بسادگی : بسادگیه همدلی
دروغ ساده ای بود این همدلی
حتی کلمه اشم دیگه برام آشنا نیست
نمیشناسمش " باخودم میگم چیه ؟ چه شکلیه ؟ کجاست ؟ ....
درست عین یه آدم مرده !! آره
راستی تو مردی
خیلی زودتر از اون وقتی که خودت معین کرده بودی !!!!!!!
+ نوشته شده در شنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۲ ساعت توسط Araz
|
بیرعده سئوه ر جهاندا سئیر چمنی